مغز ما، یک ماشین حساب خراب برای ارزیابی ریسک
تصور کنید دو خبر به شما میرسد. خبر اول: یک حمله تروریستی در یک کشور دور، ۱۰ نفر را کشته است. خبر دوم: یک گزارش علمی میگوید مصرف روزانه فستفود، سالانه جان هزاران نفر را میگیرد. کدام یک شما را بیشتر میترساند؟ احتمالاً خبر اول. اما چرا؟ چون مغز ما برای ارزیابی ریسکها، یک “ماشین حساب منطقی” نیست. مغز ما یک “داستانسرای احساسی” است. این داستانسرا، ریسکهای دراماتیک و ناگهانی را بزرگنمایی میکند و ریسکهای تدریجی و خزنده را نادیده میگیرد. مرکز ایزوکیا معتقد است بزرگترین مانع پیادهسازی ایزو ۳۱۰۰۰، خودِ “انسان” است. مرکز ایزوکیا در این مقاله، خطاهای ذهنی رایج در ارزیابی ریسک را آشکار میکند.
ایزو ۳۱۰۰۰، چارچوبی منطقی در برابر ذهن احساسی
ایزو ۳۱۰۰۰ یک چارچوب عالی و منطقی برای مدیریت ریسک ارائه میدهد. شناسایی ریسک، تحلیل، ارزیابی و درمان. همه چیز منظم و علمی به نظر میرسد. اما مشکل اینجاست: این چارچوب را “انسانها” اجرا میکنند. انسانهایی که موجوداتی منطقی نیستند. آنها “موجوداتی منطقینما” هستند که تصمیماتشان به شدت تحت تأثیر “سوگیریهای شناختی” و “میانبرهای ذهنی” یا Heuristics قرار دارد. دنیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد، این پدیده را به زیبایی تشریح کرده است. ایزو ۳۱۰۰۰ به تنهایی این سوگیریها را حل نمیکند. سازمان باید “آگاهی” از این خطاها را افزایش دهد. مرکز ایزوکیا این آگاهی را از طریق کارگاههای تخصصی ایجاد میکند.
سوگیری خوشبینی، “برای ما اتفاق نمیافتد”
یکی از رایجترین سوگیریها، “سوگیری خوشبینی” یا Optimism Bias است. مدیران معمولاً احتمال وقوع حوادث بد برای سازمان خود را “دستکم” میگیرند. “بحران مالی برای رقبا پیش میآید، نه برای ما.” “حمله سایبری برای بانکهای دیگر است.” “زلزله که هر ۵۰ سال یک بار میآید، امسال نمیآید.” این خوشبینی کاذب، سازمان را در برابر تهدیدها “لخت و بیدفاع” رها میکند. ایزو ۳۱۰۰۰ نیازمند “بدبینی سازنده” و “تفکر سناریویی” است. مرکز ایزوکیا با شبیهسازی بدترین سناریوهای ممکن، این پرده خوشبینی را پاره میکند.
سوگیری تأیید، “من که گفته بودم”
ذهن ما عاشق “تأیید شدن” است. ما ناخودآگاه به دنبال شواهدی میگردیم که باورهای قبلیمان را تأیید کند و شواهد مخالف را نادیده میگیریم. به این میگویند “سوگیری تأیید” یا Confirmation Bias. یک مدیر که شخصاً روی یک پروژه سرمایهگذاری کرده، در تحلیل ریسک، فقط به دنبال دادههایی میگردد که “موفقیت” پروژه را نشان دهد. او هشدارهای کارشناسان را “بدبینی مفرط” تلقی میکند. این سوگیری، تحلیل ریسک را به یک “نمایش تأییدطلبانه” تبدیل میکند. مرکز ایزوکیا با تکنیکهایی مثل “وکیل مدافع شیطان”، این سوگیری را خنثی میکند. ما عمداً به دنبال شواهد “خلاف” باورهای رایج میگردیم.
سوگیری در دسترس بودن، قدرت تصاویر زنده
کدام یک احتمال مرگ بیشتری دارد: کوسه یا نارگیل؟ اکثر مردم میگویند کوسه. اما آمارها نشان میدهد سالانه افراد بیشتری بر اثر سقوط نارگیل از درخت میمیرند تا حمله کوسه! دلیل این خطا، “سوگیری در دسترس بودن” است. تصاویر وحشتناک حمله کوسه، به راحتی در ذهن ما “در دسترس” است. اما سقوط نارگیل، تیتر خبری نیست. در سازمانها نیز، ریسکهایی که اخیراً یک حادثه جنجالی داشتهاند، بیش از حد بزرگنمایی میشوند. ریسکهای خاموش اما مرگبار، نادیده گرفته میشوند. مرکز ایزوکیا با تکیه بر “دادههای آماری” به جای “حافظه احساسی”، با این سوگیری مقابله میکند.
تفکر گروهی، وقتی سکوت یعنی تأیید
در بسیاری از جلسات تحلیل ریسک، “تفکر گروهی” یا Groupthink حکمفرماست. افراد از ترس “مخالفت با رئیس” یا “جدا شدن از جمع”، سکوت میکنند. همه سر تکان میدهند، اما در دلشان مردد هستند. این “توافق کاذب”، میتواند به تصمیمات فاجعهباری منجر شود. ایزو ۳۱۰۰۰ بر “مشارکت دیدگاههای متنوع” تأکید دارد. رهبر جلسه باید فعالانه “نظرات مخالف” را تشویق کند. باید فضایی امن برای “مخالفت سازنده” ایجاد شود. مرکز ایزوکیا جلسات تحلیل ریسک را به گونهای تسهیلگری میکند که از تفکر گروهی جلوگیری شود.
جمعبندی
ایزو ۳۱۰۰۰ یک چارچوب عالی است، اما کافی نیست. برای مدیریت ریسک به طور اثربخش، باید “دشمن درونی” یعنی سوگیریهای ذهنی خود را نیز بشناسیم. ما باید بپذیریم که مغزمان یک “ارزیاب بیطرف” نیست. این آگاهی، اولین قدم برای غلبه بر خطاهای سیستماتیک در قضاوت است. مرکز ایزوکیا با ترکیب چارچوب علمی ایزو و دانش روانشناسی تصمیمگیری، به سازمان شما کمک میکند تا ریسکها را با “چشمهای باز” ببیند، نه از پشت عینک سوگیریها. برای ارزیابی واقعبینانه ریسکها با مرکز ایزوکیا تماس بگیرید.


بدون دیدگاه