دو مسیر جداگانه، یک مقصد گمشده

بسیاری از سازمان‌ها دو نقشه راه متفاوت دارند. یکی برای استراتژی کلان کسب‌وکار و دیگری برای اخذ گواهینامه ایزو ۹۰۰۱. تیم استراتژی در طبقه بالا برنامه‌ریزی می‌کند. تیم کیفیت در طبقه پایین مستندات را آماده می‌کند. این دو تیم هرگز یکدیگر را نمی‌بینند. نتیجه این جدایی چیست؟ ایزو به یک پروژه زائد و دست‌وپاگیر تبدیل می‌شود. مرکز ایزوکیا این شکاف را بزرگ‌ترین قاتل بهره‌وری می‌داند. مرکز ایزوکیا به سازمان‌ها نشان می‌دهد که ایزو ۹۰۰۱، خودِ استراتژی است، نه یک ضمیمه اضافی.

پروژه‌های منزوی، مرگ تدریجی سیستم مدیریت کیفیت

وقتی ایزو را به چشم یک پروژه موقت می‌بینید، چه اتفاقی می‌افتد؟ شما یک تیم ویژه تشکیل می‌دهید. چند مشاور استخدام می‌کنید. یک ضرب‌الاجل برای ممیزی نهایی تعیین می‌کنید. همه تلاش می‌کنند تا آن تاریخ گواهی را بگیرند. بعد از جشن گرفتن گواهی، تیم منحل می‌شود. سیستم به دست فراموشی سپرده می‌شود. این چرخه معیوب بارها و بارها در سازمان‌های ایرانی تکرار شده است. متخصصان مرکز ایزوکیا این مدل پروژه‌ای را رد می‌کنند. آن‌ها ایزو را در جریان خون سازمان تزریق می‌کنند، نه در یک اندام جداگانه.

زبان مشترک گمشده بین مدیران ارشد و مدیران کیفیت

یک مشکل اساسی در بسیاری از سازمان‌ها وجود دارد. مدیران ارشد به زبان سود، سهم بازار و رشد صحبت می‌کنند. مدیران کیفیت به زبان عدم انطباق، اقدام اصلاحی و مستندات. این دو زبان هیچ نقطه اشتراکی ندارند. مدیرعامل نمی‌فهمد این همه کاغذ بازی چه سودی برایش دارد. مدیر کیفیت هم از بی‌توجهی مدیران ناامید می‌شود. مرکز ایزوکیا این شکاف زبانی را پر می‌کند. ما اهداف کیفیت را به شاخص‌های مالی و استراتژیک گره می‌زنیم. ما به مدیرعامل نشان می‌دهیم که کاهش ضایعات چگونه مستقیماً سود خالص را افزایش می‌دهد.

تفکر مبتنی بر ریسک، حلقه گمشده اتصال

استاندارد ایزو ۹۰۰۱ نسخه ۲۰۱۵ مفهومی به نام تفکر مبتنی بر ریسک را معرفی کرد. این مفهوم، بهترین پل بین ایزو و استراتژی است. برنامه‌ریزی استراتژیک ذاتاً یعنی شناسایی ریسک‌ها و فرصت‌های پیش رو. سیستم مدیریت کیفیت نیز دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد. پس چرا این دو باید جدا باشند؟ مشاوران مرکز ایزوکیا از همین پل استفاده می‌کنند. آن‌ها جلسات برنامه‌ریزی استراتژیک و جلسات کمیته کیفیت را یکی می‌کنند. آن‌ها یک ماتریس واحد برای تحلیل ریسک‌های کلان و عملیاتی طراحی می‌نمایند.

منابع محدود، اولویت‌های متناقض

هر سازمانی منابع محدودی دارد. بودجه، زمان و نیروی انسانی همیشه محدود است. وقتی ایزو یک پروژه جداگانه باشد، بر سر منابع با سایر بخش‌ها رقابت می‌کند. مدیران ارشد همیشه پروژه‌های استراتژیک را در اولویت قرار می‌دهند. ایزو در این رقابت بازنده می‌شود. بودجه‌اش کم می‌شود. زمان اجرایش تمدید می‌گردد. این یک دور باطل است. راهکار مرکز ایزوکیا ساده است. وقتی ایزو بخشی از استراتژی باشد، دیگر رقیب پروژه‌های دیگر نیست. ایزو تبدیل به ابزاری می‌شود که به موفقیت همه پروژه‌های دیگر کمک می‌کند.

فرهنگ سازمانی، قربانی بزرگ نگاه جزیره‌ای

نگاه پروژه‌ای به ایزو ۹۰۰۱ یک قربانی بزرگ دیگر هم دارد. آن قربانی، فرهنگ سازمانی است. کارکنان به سرعت می‌فهمند که ایزو فقط یک نمایش موقت است. آن‌ها منتظر می‌مانند تا این موج رد شود. و آن‌ها مقاومت منفعلانه نشان می‌دهند. پس آن‌ها فرم‌ها را پر می‌کنند اما ذهنیتشان تغییر نمی‌کند. مرکز ایزوکیا این آسیب فرهنگی را جدی می‌گیرد. ما پروژه‌ای کار نمی‌کنیم. ولی یک جنبش فرهنگی برای کیفیت ایجاد می‌کنیم. ما کاری می‌کنیم که هر کارمند، خود را صاحب سیستم کیفیت بداند.

جمع‌بندی

ادغام ایزو ۹۰۰۱ با استراتژی سازمان یک انتخاب لوکس نیست. این یک ضرورت حیاتی برای بقا در بازار رقابتی امروز است. سازمان‌های موفق جهان، مرز بین کیفیت و استراتژی را برداشته‌اند. آن‌ها می‌دانند که کیفیت، خودِ استراتژی است. مرکز ایزوکیا با سال‌ها تجربه در پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریت کیفیت، این مسیر ادغام را برای سازمان شما هموار می‌کند. ما به شما کمک می‌کنیم تا ایزو را از یک پروژه گوشه‌گیر به ستون فقرات استراتژی سازمانتان تبدیل کنید. همین امروز با متخصصان مرکز ایزوکیا تماس بگیرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *