“منابع انسانی” یا “انسان‌های ارزش‌آفرین”؟

در دنیای صنعتی قدیم، از کارکنان انتظار می‌رفت مثل “ماشین” کار کنند. “فکر کردن” مخصوص مدیران بود. اما در عصر کیفیت و نوآوری، این مدل منسوخ شده است. بزرگ‌ترین دارایی یک سازمان، “مغزها” و “قلب‌های” کارکنان آن است. کارمندی که فقط “دستور” را اجرا می‌کند، یک “منبع” است. کارمندی که “فکر می‌کند”، “ایده می‌دهد” و “داوطلبانه” برای بهبود کیفیت تلاش می‌کند، یک “شهروند کیفیت” است. مرکز ایزوکیا استاندارد ایزو ۱۰۰۱۸ را “منشور حقوق و تکالیف شهروندان کیفیت” می‌داند. مرکز ایزوکیا به سازمان‌ها کمک می‌کند تا این “شهروندان” را پرورش دهند.

ایزو ۱۰۰۱۸، راهنمای “درگیر کردن” مردم در کیفیت

ایزو ۱۰۰۱۸ یک استاندارد راهنماست که بر “مشارکت و شایستگی افراد” تمرکز دارد. این استاندارد، “عوامل انسانی” را که برای موفقیت یک سیستم مدیریت کیفیت حیاتی هستند، تشریح می‌کند. هدف، ایجاد محیطی است که در آن، “تک‌تک افراد” احساس کنند “عضو ارزشمندی از تیم” هستند، “مسئولیت شخصی” برای کیفیت دارند و “توانایی” و “انگیزه” مشارکت فعال در “بهبود مستمر” را دارند. این استاندارد، پلی است بین الزامات “فنی” ایزو ۹۰۰۱ و “واقعیت انسانی” سازمان. مرکز ایزوکیا این پل را با ابزارهای روان‌شناسی سازمانی می‌سازد.

توانمندسازی، “می‌توانم مشارکت کنم”

اولین پیش‌نیاز مشارکت، “توانمندسازی” (Empowerment) است. کارکنان باید “شایستگی” (دانش و مهارت) لازم برای درک فرایندها و حل مسائل را داشته باشند. این یعنی “آموزش” فقط در مهارت‌های فنی نیست. آموزش “تفکر سیستمی”، “حل مسئله”، “کار تیمی” و “مهارت‌های ارتباطی”. همچنین کارکنان باید “اختیار” تصمیم‌گیری در حوزه کاری خود را داشته باشند. نمی‌توان از کسی انتظار “ابتکار” داشت، اما برای کوچک‌ترین تغییر، او را به “امضای پنج مدیر” ارجاع داد. مرکز ایزوکیا برنامه‌های “توانمندسازی” چندبعدی طراحی می‌کند.

انگیزه، “می‌خواهم مشارکت کنم”

دومین پیش‌نیاز، “انگیزه” است. چرا یک کارمند باید “داوطلبانه” برای بهبود کیفیت تلاش کند؟ “ترس” از تنبیه، انگیزه‌ای “موقتی” و “مخرب” است. ایزو ۱۰۰۱۸ بر “انگیزه‌های درونی” تأکید دارد. “معنادار بودن کار”، “احساس تعلق”، “دیده شدن و قدردانی”، “فرصت رشد و یادگیری” و “مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها”. سیستم‌های “تشویق و پاداش” نیز باید “عادلانه” و “مرتبط با مشارکت در کیفیت” باشند، نه صرفاً “حاضر بودن در محل کار”. مرکز ایزوکیا به سازمان‌ها در بازطراحی “سیستم‌های انگیزشی” خود کمک می‌کند.

فرصت، “اجازه دارم مشارکت کنم”

سومین پیش‌نیاز، “فراهم کردن فرصت” است. مشارکت، یک “شعار” نیست، نیازمند “ساختار” و “مکانیزم” است. “حلقه‌های کیفیت” (Quality Circles)، “گروه‌های بهبود”، “سیستم پیشنهادات” (Suggestion System) که واقعاً به ایده‌ها رسیدگی کند. برگزاری “جلسات گفتگوی باز” با مدیران. ایجاد “تابلوهای مدیریت دیداری” که مشکلات و پیشرفت‌ها را شفاف نشان دهد. کارمندان باید “زمان” و “فضای” لازم برای مشارکت داشته باشند. مرکز ایزوکیا این مکانیزم‌های مشارکتی را طراحی و تسهیل‌گری می‌کند.

رهبری خدمتگزار، الگوی شهروندان کیفیت

هیچ یک از اینها بدون “رهبری” درست محقق نمی‌شود. مدیران باید از “فرمانده” به “خدمتگزار” (Servant Leader) تبدیل شوند. آن‌ها باید “چشم‌انداز” را ترسیم کنند، “موانع” را از سر راه کارکنان بردارند، “مربی” و “حامی” آن‌ها باشند و خودشان “الگوی” رفتار کیفی باشند. یک مدیر که خودش “اخم” می‌کند و “دستور” می‌دهد، نمی‌تواند انتظار “مشارکت شاداب” از کارکنانش داشته باشد. مرکز ایزوکیا دوره‌های “رهبری مشارکتی” را برای مدیران برگزار می‌کند.

جمع‌بندی

کیفیت، ساخته “دستورالعمل‌ها” و “ممیزی‌ها” نیست. کیفیت، محصول “قلب‌ها” و “مغزهای” متعهد است. استاندارد ایزو ۱۰۰۱۸ به سازمان‌ها یادآوری می‌کند که “انسان‌ها” مهم‌ترین عنصر سیستم مدیریت کیفیت هستند. مرکز ایزوکیا با رویکردی انسان‌محور، به شما کمک می‌کند تا کارکنانتان را از “منابع منفعل” به “شهروندان فعال کیفیت” تبدیل کنید. برای آزادسازی قدرت نهفته سرمایه انسانی‌تان با مرکز ایزوکیا تماس بگیرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *